شرم در روان‌درمانی: تبیین نظری، ریشه‌ها، اثرات و مداخلات تخصصی

شرم در رواندرمانی: تبیین نظری، ریشهها، اثرات و مداخلات تخصصی

۱. تعریف شرم (Shame) در روانشناسی

شرم یکی از پیچیدهترین هیجانات انسانی است که به تجربهای از" ناقص بودن" و" نابسندگی درونی" اشاره دارد. در شرم، فرد احساس میکند که در مرکز نگاه منفی دیگران قرار دارد، حتی اگر هیچ مخاطبی حضور نداشته باشد. شرم بهطور کلی تجربهای درونی از طرد، قضاوت، یا نادیده گرفته شدن است.

شرم ممکن است به صورت لحظه ای ( مانند شرم ناشی از اشتباه در جمع) یا مزمن (شرم  تثبیتشده به عنوان بخشی از هویت)  ظاهر شود.

۲. تمایز شرم و گناه

در حالی که شرم بر درک منفی از "خود"  تمرکز دارد، گناه بر رفتاری خاص دلالت دارد که مغایر با ارزشهای فردی بوده است. شرم بیشتر منجر به انزوا، سکوت، و کنارهگیری میشود، در حالی که گناه میتواند انگیزهای برای اصلاح رفتار ایجاد کند.

"شرم" من بیارزش هستم. / " گناه:" کارم اشتباه بود

۳. منشأ شرم در کودکی

برخی از مهمترین منابع شکلگیری شرم در دوران کودکی شامل موارد زیرند:

- طرد یا بیاعتنایی عاطفی والدین

- تنبیههای کلامی و جسمی با پیامهای شخصیتی منفی

- تجربه شرمساری در محیط مدرسه یا اجتماع

- سوءاستفاده جسمی، عاطفی یا جنسی

این تجربیات درونیسازی میشوند و کودک بهجای دیدن اشتباه در رفتار، آن را به عنوان نقصی در وجود خود تعبیر میکند.

۴. پیامدهای روانی شرم در بزرگسالی

شرم درماننشده میتواند به اختلالات مختلفی منجر شود:

- افسردگی و احساس بیارزشی مزمن

- اضطراب اجتماعی و ترس از قضاوت شدن

- اختلالات شخصیت (بهویژه اجتنابی، مرزی، وابسته)

- رفتارهای خودتخریبی مانند خودزنی یا اعتیاد

- مشکل در صمیمیت و اعتماد در روابط

افراد دچار شرم مزمن اغلب با مشکل در احساس هویت، عزتنفس و انسجام روانی مواجهاند.

۵. دیدگاه مکاتب مختلف رواندرمانی درباره شرم

۵-۱. روانتحلیلگری:  در نظریههای کلاسیک، شرم به عنوان دفاعی در برابر میلهای نهاد در برابر فراخود تلقی میشود. در نظریههای جدیدتر مانند روابط ابژه، شرم نتیجه آسیب در رابطه اولیه با مراقب اصلی است.

۵-۲. نظریه دلبستگی: شکست در ایجاد دلبستگی ایمن، منجر به شکلگیری شرم بنیادین میشود. کودک احساس میکند که ذاتاً دوستداشتنی نیست.

۵-۳. درمان پویشی فشرده (ISTDP): شرم به عنوان دفاعی ثانویه در برابر هیجانات عمیقتری مانند خشم یا غم عمل میکند. هدف درمان، عبور از شرم برای دستیابی به هیجانات اولیه است.

۵-۴. درمان شناختی-رفتاری (CBT): باورهای ناکارآمد مانند «من کافی نیستم» یا «دیگران من را رد خواهند کرد» در مرکز شرم هستند. تکنیکهایی مانند بازسازی شناختی، تمرین مواجهه و خودافشایی تدریجی استفاده میشود.

۵-۵. درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT): شرم به عنوان تجربهای ذهنی پذیرفته میشود، بدون تلاش برای حذف آن. فرد یاد میگیرد که بر اساس ارزشهایش عمل کند.

۵-۶. درمان شفقتمحور (CFT): بر تحریک سیستم آرامسازی و خودشفقتی برای کاهش شرم تمرکز دارد. تمرینهایی مانند تصویرسازی شفقتآمیز، نامه نوشتن به کودک درون و گفتوگو با صدای درونی استفاده میشود.

۶. رویکردهای درمانی و تکنیکهای مداخله با شرم

درمانگران بسته به مکتب خود از تکنیکهای زیر استفاده میکنند:

- ایجاد اتحاد درمانی امن و بدون قضاوت

- آموزش تمایز بین گناه و شرم

- تمرین ذهنآگاهی برای مشاهده شرم بدون واکنش

- تکنیکهای نوشتاری (مانند نامه به خود شرمگین یا خاطرات شرمآلود)

- تصویرسازی و بازسازی صحنههای دوران کودکی

- آموزش خودشفقتی و تقویت صدای حمایتگر درونی

-  کار با بخشهای مختلف "خود" (مثل درمان مبتنی بر طرحواره یا IFS)

- گروهدرمانی برای کاهش احساس انزوا و اشتراک تجربیات شرمزا

۷. نتیجهگیری

شرم نه تنها یک هیجان دردناک است، بلکه عاملی مرکزی در بسیاری از رنجهای روانی است. کار با شرم نیازمند رابطهای امن، آگاهانه و پایدار در رواندرمانی است. مراجع باید بتواند در فضایی غیرقضاوتگرانه، بخشهای شرمگین وجود خود را دیده، شنیده و پذیرفته شود.

 

گیلبرت، پ. (۲۰۰۹). ذهن شفقت‌محور. 

Gilbert, P. (2009). The Compassionate Mind.

 

 

اطلاعات
  • اسم کتاب :
  • نویسنده :
  • پیشنهاد از :
  • مترجم :
  • سال چاپ یا مجله چاپ شده :